خونه جون.

سلام خونه من. سلام محل درد و دلم؛ پاتوق دوستای کمی که دارم.

قضیه ما شده قضیه همون از دست دادن عزیز و دونستن قدرش. حالا که بعد از این همه مدت دوباره پیدات کردم برام عزیزی.

اومدم یه آب و جارویی کنم و یه دستی به سر و گوشت بکشم و بگم خیلی دوستت دارم. دلم هم برات تنگ شده بود. بهت هم نیاز داشتم و دارم.

خوشحالم که برگشتی. همیشه صابخونه ها میرفتن و خونه ها می موندن. این بار تو رفته بودی و من موندم و دل تنگت شدم.

به زودی باغچه اتو تر تمیز می کنم و چند تا دونه شمعدونی سفید و صورتی هم توش می کارم. حیاطتم آب پاشی می کنم و توی ایوون باصفات می شینم و از بوی خاک نمناک با یه نفس عمییییق لذت می برم.

49.gif

/ 1 نظر / 8 بازدید