خط پايان

باور کنیم یا نه؛ بالاخره همه امون یه روز به خط پایان میرسیم. ولی پذیرفتنش سخته. به خصوص اگه به آدم بگن یکی از عزیزاش داره به خط پایان میرسه. دل آدم هررررررررررری میریزه پائین.

من یکی که دلم نمیخواد باور کنم. دلم نمی خواد فکر کنم فقط چند وقت دیگه بیشتر فرصت داشتنشو ندارم. دلم نمیخواد به نبودنش فکر کنم. دلم نمیخواد به روز پایان فکر کنم. دلم میلرزه از فکر از دست دادنش. برای همین هم اول از همه دعا کردم. دعا کردم که حرفشون درست نباشه. دعا کردم اشتباه تشخیص داده باشن. توی اوج وحشت از اینکه نکنه تشخیصشون درست باشه هم ؛ با خدا معامله کردم.

برای خدا دو دو تا چهار تا کردم که بودن اون بهتر از بودن منه. که وجود اون برای خیلی ها مثمر ثمرتره تا وجود من. از خدا خواستم جامونو عوض کنه. با هزار تا دلیل و برهان سعی کردم قانعش کنم که با رفتن من آدمای کمتری ضربه میخورن و زندگیشون تحت الشعاع قرار میگیره. خواستم که جای من و اونو عوض کنه. خواستم یا اونو هم نگه داره یا منو به جای اون ببره. سعی کردم بهش ثابت کنم که این بهترین راه حله. که هنوز خیلی ها به اون نیاز دارن و به من نه. که حتی با بردن من خیلی از مشکلاتم حل میشه و با نگه داشتن اون خیلی از مشکلات بقیه حل میشه. سعی کردم بهش بقبولونم که جای منو دیگری هم میتونه پر کنه ولی جای اونو؛ نه.

آخه زن میشه پیدا کرد؛ بچه هم که به جز من باز هم هست؛ خواهر هم هست؛ خاله هم هست؛ عمه هم هست ولی مادر همین یکیه. دیگه به جای اون نمیشه مادر پیدا کرد. دیگه جای خالیشو برای خواهرها و برادرهای من کسی نمیتونه پر کنه. دیگه هیشکی برای اونا مادر نمیشه؛ میشه؟؟؟

/ 6 نظر / 5 بازدید
الهام

سلام دوست من برای مادر تو و همه مادرها آرزو میکنم که سایشون همیشه بالای سر بچه هاشون باشه ما اگه ۵۰ سالمون هم بشه بچه اونا هستیم و به اونا احتیاج داریم با حرفات کاملا موافقم اما اونی که اون بالاست همه چیزو بهتر از من و تو و همه می دونه میدونه حالا نوبت کیه و چه کسی چه زمانی بره بهتره از کجا معلوم اون طرف زندگی خیلی خیلی بهتر و راحت تر نباشه، به نظر من مرگ برای هیچ کس خط پایان نیست، مرگ شروع دوباره است، مرگ زندگی کردن با یه رنگ و بوی دیگست. از خدا میخوام همه بیماران به خصوص مادر تو هر چه زودتر شفا پیدا کنن و بالا سر خانوادشون باشن و کنار هم با آرامش زندگی کنن. اون طرفا هم سر بزن خوشحال میشم. یا حق.

حامد

سلام . دقيقا نفهميدم چي شده اما از دست دادن كسي مثل مادر واقعا غير قابل تصوره .

مريم

من خيلی ناراحت شدم سر درد يک مادر مثل گوشت تن کندن خود آدم ميمونه چه برسه به بيماری مهم ان شاء ا... هيچی نيست قصه نخور آبجی خوبم خدا بزرگ اگه درد ميده درمونم ميده فقط مشکل اينه که ما صبری که لازم کاره نداريم توکلت به خدا باشه بهترين ياور خداست.

گلبرگ

غمم گرفت،‌ اميدوارم که سلامتی بهشون برگرده

سارا

سلام دلم گرفت دلم گرفت دلم گرفت. خدايا هر سا‌يه‌ای رو از سرمون می گيری سايه بابا مامانارو از سرمون نگير. دلتنگی‌هامون چقدر با هم فرق دارن