حتي كساني رو كه فكر ميكنيم بد هستند و غير قابل دوست داشتن ,‌ وقتي بري تو بهرشون ميبيني يه جورايي ميشه دوستشون داشت , گاهي نقش منفيشون توي زندگي ما , مارو به رسيدن به هدف كمك كرده. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

شايد باورش براتون سخت باشه. ولي من فكر ميكنم فقط بستگي داره از چه زاويه اي بهشون نگاه كنيم.

اگه فكر كنيم بدجنسيايي كه در حقمون كردن و ميكنن چقدر باعث شده كه ما عزممون رو براي پيشرفت و موفق شدن جزم كنيم و چقدر مصمم بشيم براي رسيدن به هدفمون ,‌ اونوقت ميشه حس منفي رو نسبت به اين آدما از دست بديم و به جاش يه حس ملس دوست داشتن در ما بوجود بياد.

وقتي فكر كنيم كه چقدر آزارايي كه در حقمون روا داشتن باعث شده روحمون آبديده بشه و محكم و مقاوم بشيم و از مشكلات هراسي نداشته باشيم شايد يه احساس قدرشناسي هم در ما بوجود بياد.

من اين احساس رو به همين شكلي كه براتون گفتم تجربه كردم. اولش حس كينه و نفرت داشتم , يه حس منفي , ولي بعد كه اينطوري تجربه اش كردم و از يه زوايه ديگه به قضيه نگاه كردم ديدم حسم خيلي بهتره. حداقلش اين بود كه تحملش برام راحتتر بود. اينجوري روح آدم سبكتر و شادتره.

مگه نه؟؟؟؟

/ 3 نظر / 2 بازدید
ري را

سلام .... اولا که اول شدم .... ولی خدائيش من هر کار می کنم نمی تونم از اين ادمی که ر چند قدمی من هر روز می شينه اندازه يه ارزن خوشم بياد ..... ای .... دقيقا رو اعصاب من راه می ره ....اصلا هم سعی نکن فکرم رو تغيير بدی ..... :((

پانته‌آ

چرا، شدنش که ميشه، اما من نميخوام انرژيم رو برای دوست داشتن آدمهای که بديشون رو بهم ثابت کردن هدر بدم! فکر ميکنم آدمهايی که ارزش محبتم رو دارند بيشتر محق هستند.

سوال

من آخرش نفهمیدم که آقا هستی یا خانم ؟