تا حالا شده؟؟؟

تا حالا شده فكر كنين كه چقدر جسمتون براتون سنگينه؟ كه اي كاش اين بار از روي دوش روحتون برداشته مي شد و خلاص !!!!
تا حالا شده فکر کنين چقدر اين قفس تنگ شده براتون و داره خردتون ميکنه؟ که چقدر ديواراش داره بهتون فشار مياره و عذابتون ميده؟
تا حالا شده ديگه حتي يه ذره هم تحمل خودتونو نداشته باشين و دلتون بخواد آزاد و رها پرواز كنين؟ برويد اون بالاي بالا و از اين قيد و بند هر روزه خلاص بشين؟ تا حالا شده ديگه هيچ چي از خدا نخواين ؛ جز اينكه يه جوري باهاتون راه بياد و از شر اين بار سنگين خلاصتون كنه؟؟؟ تا حالا شده؟؟
اگه شده , اين جور موقعا چيكار كردين؟؟ تو رو خدا اگه ميدونين به من هم بگين.

/ 5 نظر / 3 بازدید
گلبرگ

من می گم وقتی که جسم سنگينی می کنه راه حل داره، اگه روح آدم سنگينی کنه واويلا ميشه...حالا اگه حوصله داشتی .... يه روز صبح پاشو شال و کلاه کن برو کوه...يک کنج خلوت بجور با خودت خلوت کن...طبيعت به آدم نيرو می ده، انرژی می ده...بذار فکرت و روحت پرواز کنه و بره يه کم از جسمت جدا شه بعد اين طوری اين جسمک هم يه نفسی می کشه...همه چی درست می شه، به هيچی فکر نکن .... شاد باشی :)

شهرام

در اين جور موارد آسمانی باش؛ الا بذکر الله تطمئن القلوب

zahra

آره توی ۱۰۰ دز ۱۰۰ موارد :)

زيتون

سلام :) منم خيلی اينطوری شدم ..گاهی يه ذره گريه کردم سبک شدم :)) گاهی هم در جمع دوستان خودتو بزن به بی عاری .. گاهی هم تنهايی با يه کتاب خلوت کن :) هر چی عشقته خلاصه !

ساقي

يك سري به سقاخونه دلت بزن... خودت رو روي ابرها رها كن و ستاره ها را تنها همدم اين لحظه هايت بدان و با خدا زياد راز و نياز كن... او تنها كسي است كه به تو آرامش كامل را عطا ميكند همانطور كه آشفتگي را داد تا معناي آرامش و سبكي را خود از آن بيرون بكشي!